دبیر سندیکای صنعت برق با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه دولت به برق بهعنوان «کالای اساسی»، نسبت به تشدید ناترازی برق، کمبود سوخت نیروگاهها و بدهی ۳۶۰ هزار میلیارد تومانی توانیر هشدار داد و اتکای صرف به انرژی خورشیدی را راهکار کافی برای رفع ناترازی ندانست.
صنعت برق با چالشهایی اعم از ناترازی، سرمایه گذاری، بهینه سازی، افزایش مصرف وعدم مدیریت آن و… مواجه است که یکی از قالبها و ساختارهایی که برای برق در نظر گرفته نشده است نگاه انرژی است که میتواند قابل دسترس نباشد. همگان تصور میکنند که برق همیشه بوده و هست و نمیتوان بهعدم طولانی مدت آن فکر کرد یا نگران بود. البته چندسالی است که با قطعیهای برق این اندیشه آغاز شده است اما همین که دولت برق خانگی را حفظ کرده و خاموشیهای اندکی میدهد این خیلی بر افزایش مصرف تاثیری نگذاشته است و آمارها نیز از کاهش مصرف برق خبر قابل توجهی را ارائه نداده اند. از این رو کارشناسان معتقدند باید برق را به عنوان کالایی اساسی در نظر بگیریم که ممکن است روزی باشد و روزی نباشد. اگر به عنوان کالا به آن نظری داشته باشیم به موضوعات عرضه و تقاضا و اقتصاد آن بیشتر توجه میکنیم.
مهدی مسائلی دبیر سندیکای صنعت برق از جمله افرادی است که تاکید دارد باید برق را کالایی اساسی ببینیم و ساختارها و راهبردهایی را بر این منوال بگذاریم. این موضوع بهانهای شد تا ماهنامه دنیای انرژی موضوعاتی را در خصوص صنعت برق و چالشهای پیش روی این صنعت با او در میان بگذارد.
در حال حاضر وضعیت صنعت برق با توجه به چالشهای موجود و رسیدن به زمان پیک مصرف برق، در چه وضعیتی قرار دارد؟
وضعیت صنعت برق در حال حاضر (۲۸ خرداد ۱۴۰۵) مشکل خاصی به لحاظ خاموشیها در بخش خانگی و صنعتی ندارد به جز اینکه در بخش کشاورزی روزانه ۵ ساعت قطع برق دارند. این قطعی برق در بخش کشاورزی بدان معناست که صنعت برق در حال تامین برق در بخشهای دیگر است. سهم مصرف برق در بخش کشاورزی کشورمان حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد است و در بخش خانگی حدود ۳۵ درصد و در صنعت اگر برق به طور کامل به صنعت برسد حدود ۴۰ درصد است. پس زمانی که برق کشاورزی را قطع میکنیم قاعدتا به نظر میآید ما لازم است که به صنعت کمک کنیم و به نظر میرسد بین بخش کشاورزی وصنعت، اولویت را به صنعت دادهایم و با توجه به اینکه هوا در حال گرم شدن است و ۳۵ هزار مگاوات وسائل برودتی در مدار خواهند آمد، از سویی دیگر با توجه به اینکه سهم کل مشترکین مسکونی کشور حدود ۸۲ درصد است، لذا این وسائل برودتی افزایش مصرف برق در بخش خانگی را خواهد داشت. بدین ترتیب در انتخاب بین اولویت تخصیص برق خانگی و صنعت اگر بنابه انتخاب باشیم، صنعت را انتخاب کردهایم و انتظار هم این است. البته مشکل حال حاضر تامین سوخت است که لازم است به آن توجه شود. اما همه مواردی را که گفتم فرضیاتی است که اگر صنایع دوران بازسازیشان تمام شود و تمام برق مورد نیاز را بتواند دریافت کند و موضوع خاموشی نداشته باشند، با توجه به ناترازی که وجود دارد به نظر امسال در بخش خانگی با محدودیت برق نسبت به سال قبل مواجه خواهیم بود و انتخاب را به صنعت میدهیم نه بخش خانگی.
این استدلالی که میگویید که در تابستان امسال، اولویت تخصیص برق به صنایع خواهد بود نه خانگی، فرضی مغایر با نظر دولت به نظر میرسد، زیرا دولت بارها اعلام کرده است اولویت او با بخش خانگی است. در این حوزه چه تحلیلی دارید؟
این استدلال من است و شاید نظر دولت نظر دیگری باشد. معتقدم که اگر قرار است بیبرقی در تابستان داشته باشیم بهتر است امسال به خانهها خاموشی بدهیم تا صنایع. چون اقتصاد خانوار درگیر شغل و کسب و کار است و اگر صنایع برق نداشته باشد اقتصاد در وضعیت بحرانیتری قرار میگیرد. در نتیجه کار به جایی میرسد که خانوار آن پول برقی که مصرف میکند را نمیتواند تامین کند. پس به نظرم امسال با توجه به دیدگاهی که دولت پیش گرفته است از اوایل خرداد در بخش کشاورزی روزی ۵ ساعت چاههای کشاورزی و کنتورهای کشاورزی بیبرق میشوند. یعنی انتخاب بین خانه، صنعت و کشاورزی، خانه و صنعت فعلا انتخاب شده است و به اعتقاد بنده در ادامه اگر بناست بین خانه و صنعت یکی را انتخاب کنیم صنعت در اولویت است.
قطع برق کشاورزی مشکل امنیت غذایی ایجاد نمیکند؟
خیر. چون قطع برق کشاورزی تقریبا از ۱۰ صبح تا ۳ بعداز ظهر است و بخش کشاورزی تقریبا ۱۹ ساعت دیگر دارد که فعالیت کند. پس هم میتواند از زمان صبح اول وقت و یا از زمان خُنکای عصر بهرهمند شود. لذا به نظر میآید انتخاب ساعت هوشمندانه بوده است. البته این بدان معنا نیست که بخش کشاورزی ما بیبهره میشود چون معمولا این ساعت بین ۱۰ تا ۳ عصر ساعت آبیاری نیست و معمولا از این ساعت برای حفظ ظرفیت در بخشهای دیگر استفاده شده است.
به نظر شما نگاه حاکمیتی به برق چگونه باید باشد تا ناترازی رفع شود و یا مدیریت انرژی برق تحقق یابد؟
انتظار بر این است که در سال ۱۴۰۵ و سالهای آینده، دولت و مجموعه حاکمیت کشور نگاهشان را به برق در رده کالاهای اساسی تنظیم کنند و اگر این اتفاق بیفتد با اطمینان میتوان گفت موضوع برق دیگر به عنوان چالش روی نخواهد داد و ما دیگر با مشکلات بیبرقی کمتر مواجه خواهیم شد. این استدلال را به دو دلیل عرض میکنم: یکی اینکه اقتصاد صنعت برق میتواند احیا شود و وقتی این احیا اتفاق افتاد امکان تداوم انرژی برق در سیمهای برق و به تبع داشتن آن در منازل و کلیه صنایع قابل احصا خواهد بود.
اگر این سناریو شما با توجه به رفتار دولت در سالهای گذشته که رضایت مردم مهمتر است بشود و مثل سالهای قبل به صنایع، در زمان پیک محدودیت بدهد چطور؟ آیا میتوان گفت دولت مجددا سناریو تکراری و پیچیدهای را ترتیب میدهد؟
یکی از راهکارهایی که دولت چهاردهم بر آن تأکید زیادی داشته، توسعه استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر است. با این حال، تمرکز اصلی دولت در حوزه تجدیدپذیرها بر انرژی خورشیدی بوده است؛ در حالی که انرژی خورشیدی بهتنهایی میتواند بخشی از نیاز صنایع در ساعات میانباری را پوشش دهد، اما امکان تأمین کل بار مصرفی از این طریق وجود ندارد.
در واقع، تولید برق خورشیدی به تابش خورشید وابسته است و در ساعات شب امکان استفاده از این ظرفیت وجود ندارد. این موضوع بهویژه در بخش تجاری اهمیت دارد؛ چراکه بخش قابلتوجهی از مصرف برق اصناف تجاری، از جمله مراکز تجاری، پاساژها، میوهفروشیها و خواربارفروشیها، در ساعات شب اتفاق میافتد. به تعبیری، شبها به تعداد هر میوه، یک لامپ روشن است!
بنابراین، انرژی خورشیدی بهتنهایی نمیتواند راهکار کاملی برای رفع ناترازی برق باشد و در کنار توسعه نیروگاههای خورشیدی، به راهکارهای دیگری مانند ذخیرهسازی برق نیز نیاز داریم؛ هرچند ذخیرهسازی در حال حاضر هزینه تمامشده بالایی دارد.
ما در حوزه راهبرد انرژیهای تجدیدپذیر همچنان فاصله قابلتوجهی با بسیاری از کشورهای دنیا داریم و ظرفیت و زمینه کار زیادی در این بخش وجود دارد. با این حال، دلبستن به اینکه صرفاً با توسعه برق خورشیدی میتوان مسئله ناترازی برق را حل کرد، رویکرد درستی نیست و باید مجموعهای از راهکارهای مکمل، از جمله ذخیرهسازی انرژی، مورد توجه قرار گیرد..
ناترازی برق در سال گذشته ۲۰ هزار مگاوات بود اما امسال صحبت از ۲۵ تا ۳۰هزار مگاوات است. از سویی دیگر، بخش انرژی کشور موضوع خسارتهای جنگ را دارد که به برق پتروشیمیها و شرکتهای بزرگ آسیب وارد شد. حال ممکن است که تامین برق پتروشیمیها هم به نیاز برق اضافه شود و دولت چارهای جز تامین برق آنها را ندارد. پس با این وجود میتوانیم بگوییم ناترازی بیش از رقمهای قابل پیش بینی خواهد بود؟
نیاز به برق بیشتر شده است اما با توجه به بارشها، نیروگاههای آبی وارد مدار تامین برق میشوند. از طرفی دیگر بخشی از برق خورشیدی را هم داریم که ۵ هزار مگاوات است و با این وجود انتظار داریم میزان ناترازی کاهش یابد. اما نکتهای که وجود دارد این است که اول به لحاظ استراتژیک ما خیلی مطمئن نیستیم سال آینده سال ترسالی باشد و لذا استفاده بیرویه از نیروگاههای آبی میتواند همان راهبرد اشتباه دولت سیزدهم باشد که تقریبا ما را با یک بحران شدید بیآبی در کلان شهرها مواجه کرد. لذا حفظ منابع آبی با توجه به شرایط اقلیمی کشور بسیار مهم است و این اتفاقی که برای سدهای آبی ما افتاده بایستی با نگاه آب محور و حفظ آب به آن نگاه کنیم و کمتر از آنها استفاده کنیم.
با توجه به اینکه صنایع انرژیبر نیز در جریان جنگ آسیبهایی دیدهاند، حتی با فرض بازگشت این صنایع به مدار تولید، به نظر میرسد وضعیت برق کشور در سال جاری، در نگاه کلان، تفاوت چندانی با سال گذشته نداشته باشد و همچنان با همان شرایط مواجه باشیم. در چنین شرایطی، راهبرد قابلدسترس و کوتاهمدت دیگری جز صرفهجویی در مصرف برق نداریم. جستوجو برای گزینههای دیگر، در این مقطع زمانی، بیشتر شبیه ایجاد یک سراب است؛ چراکه اقداماتی مانند بهینهسازی مصرف، توسعه ظرفیت تولید یا اجرای پروژههای جدید، همگی نیازمند زمان هستند و نمیتوانند در کوتاهمدت مشکل موجود را حل کنند. در این برهه، راهکار عملی این است که مصارف غیرضروری را کاهش دهیم، چراغهای اضافی را خاموش کنیم و پویشهایی مانند «۲۵ درجه» را جدیتر دنبال کنیم. در نهایت، بخشی از مسئله را باید با صرفهجویی مدیریت کنیم و بخشی دیگر را نیز ناگزیر باید با محدودیتهای برق پشت سر بگذاریم تا بتوانیم در میانمدت و بلندمدت، شرایط ایجادشده را اصلاح و مدیریت کنیم.
نکته بسیار بسیار مهم دیگر این است که از نظر وضعیت اقتصادی و نقدینگی و ارزی در شرایط مناسبی قرار نداریم و اگر بخواهیم با نگاه ایدهالگرایانه برای عبور از این شرایط جلو برویم قطعا با مشکلات و ناترازیهای ۳۰ هزار مگاوات مواجه میشویم و رسیدن به این کسری این است که مجبوریم ساعات بیشتری از انرژی برق بیبهره شویم. این ۳۰ هزار مگاوات قابل خلق نیست؛ نکته دیگر اینکه، یکی از راهبردهایی که در زمان جنگ اتفاق افتاد اما تداوم آن خیلی منطقی است تعطیلی مدارس و دانشگاههاست. البته با موضوع تعطیلی و ایجاد نابسامانی آموزش کاری ندارم با اینکه موافق تعطیلی آموزش نیستم اما همین که مدارس و دانشگاهها تعطیل هستند این یعنی اینکه ما تعداد زیادی وسایل برودتی و لامپهای روشن را حذف کردهایم. سفرهای داخل شهری حذف شده است و اینها موجباتی را فراهم میکند که بتوان مدیریت بهتری برای کمبود انرژی برق و سوخت انجام داد که بر این اساس هوای پاکتری هم در دسترس باشد.
ببینید در دوران جنگ و پساجنگ (۲۶ خرداد) هستیم و این دوران مشکلات خود را دارد، واقعیات اقتصادی متفاوتی دارد. آثار آن را میتوانیم در رفاه مردم ببینیم. افزایش نقدینگی هم که تورم را افزایش داده است. اما صنعت برق با چالشهای خود مواجه است مشکلات ارزی دارد و مشکلات مطالباتی است که دارد و سالها نیز این مطالبات صنعت برق پابرجاست.
در حال حاضر میزان مطالبات صنعت برق چه قدر است؟
مطالبات صنعت برق طبق آخرین پرسشهایی که از توانیر داشتهایم بر اساس صورتهای مالی آنها در حدود ۳۶۰ همت است که مجموعه صنعت برق بدهی دارد که از این میزان ۱۱۰ همت به بخش خصوصی است که در واقع ترکیب تولید برق نیروگاهها و انتقال و توزیع است که بیشتر حوزه پیمانکاران و سازندگان است. بخش دیگر حدود ۲۰۰ همت بدهی به حوزه بانکی است. در مقابل ۱۶۰ همت صنعت برق و یا دولت طلب دارد. بخشی مربوط به کسانی است که قبض برق برای آنها صادر شده است از طرفی دیگر ۲۵۰ همت بخش برق از دولت طلب دارد که درواقع ناشی از مابهالتفاوت نرخ تکلیفی و بهای تمام شده است و ۱۱۰ همت هم از صنایع و بخش خانگی است که قبض برق برای آنها صادر شده و پرداخت نکردند. اینها عملا اقتصاد این صنعت را به شدت تضعیف کرده و اگر دولت به مثابه کالای اساسی و مثابه ستون اصلی و پنهان امنیت کشور به برق نگاه نکند قطع به یقین این توان مثال زدنی صنعت برق چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ تجهیزاتی تضعیف خواهد شد و ما به سمت وابستگی واردات برق از خارج حرکت میکنیم. اینکه تاکیدم بر این اصل است که دولت به برق به عنوان کالای اساسی توجه کند به آن دلیل است که پای کار بیاید و با تغییری در پارادایم ذهنی نسبت به صنعت برق اتخاذ کند. در واقع با نگاه به کالای اساسی بودن برق به حفظ امنیت کشور، این انرژی تطبیقی را بیش از گذشته به عنوان کالای اساسی ببیند.
پس تاکید شما این است که دولت باید به برق به عنوان کالای اساسی نگاه کند؟
صددرصد. اساسا کالای اساسی هم هست. بدون برق نانواییها نمیتوانند کار کنند. حتی قصابها نمیتوانند گوشت خود را نگه دارند. مرغ داریها نمیتوانند کار کنند. اگر از یک دامدار بپرسید که بین تامین علوفه و تامین برق کدام را در اولویت انتخاب میداند، قطعا میگوید برق. در گاوداریها اگر علوفه نباشد امید به نگهداری گاو وجود دارد اما همین که در گاوداری در قسمت دوشیدن شیرها برق قطع شود تمام گاوها مریض میشوند. یعنی این قدر مسئله برق مهم است که اگر این پارادایم ذهنی که برق کالایی اساسی است در نگاه حاکمیت تغییر نکند قطع به یقین مسئله برق با قطعی و محدودیتهای بیشتر در سالهای پیش رو مواجه میشود و موضوعات و حوزههای دیگر را زیر سوال میبرد.
در ابتدا توضیحی درمورد کمبود سوخت دادید، در این مورد بیشتر توضیح دهید.
با توجه به آسیبهایی که از جنگ به منطقه عسلویه وارد آمده است ما با کسری گاز مواجه هستیم و نیروگاهها میزان گازی که باید دریافت کنند بسیار کم است و مسئله آلودگی هوا را هم در پیش داریم. این میزان گاز تحویلی به نیروگاهها به نسبت سال گذشته در همین تاریخ کاهش پیدا کرده و این تداوم به گونهایی است که شاید مسئله برق در زمستان امسال بغرنجتر از مسئله برق در تابستان باشد. آن هم به دو دلیل است. دلیل اول کسری سوخت است ودلیل دوم اگر به اقتصاد برق توجه نشود قاعدتا این روند، روندی کندتری خواهد داشت تا به توقف برسد. لذا مسئله زمستان امسال از تابستان به نظر میآید تراژدیتر باشد.
البته سوخت دوم که گازوئیل و مازوت است وجود دارد اما این سوختها برای نیروگاهها اولا مضر است چون سوختهای باکیفیتی نیست و دوم اینکه برای محیط زیست ما مناسب نیست.
توضیحی در مورد پیمانکاران بدهید که قراردادهای آنها مدتها و سالها مشکل دار بوده است و هنوز رفع و رجوع نشده است؟ در مورد کسب و کارهای حوزه برق هم توضیح دهید.
کسب و کارها در رکود مثال زدنی به سر میبرند و علت این است که در واقع برای بازگشت سرمایهها امیدی وجود ندارد. از طرفی تامین ارز هم در هالهای از ابهام است و ما در مورد صنعت برق صددرصد وابستگی ارزی داریم و هم در ماشین آلات و هم در بخش مواد اولیه و هم در بعضی از کالاهای استراتژیک که وابستگی ارزی وجود دارد و با توجه به اینها، وضعیت کسب و کار متوقف است و مطالباتی هم از طرف بخش دولتی پرداخت نشده است و به همین دلیل گفتم که وضعیت کسب و کار خیلی خوب نیست. امیدوار هستیم نگاه ویژهای به این قشر از جامعه شود. یادمان باشد اوایل انقلاب، وابستگی در حوزه پیمانکاری و مهندسین مشاور به خارج از کشور وجود داشت اما الان پیمانکارانی داریم که امکان صادرات خدمات فنی و مهندسی را برای ما پدید آوردهاند. از خدمات آنها در خارج کشور استفاده میشود. صنعت برق این قدر اهمیت دارد که اگر به آن توجه ویژه نشود بسیاری از داشتههای کشورمان را از دست میدهیم. لذا امیدوارم رویکردهایمان را اصلاح کنیم و بدانیم بدون برق جریان زندگی قطع میشود. برق به مثابه اکسیژن برای بدن، نقش اکسیژن را برای صنعت بازی میکند. بدون برق نمیتوانیم کاری کنیم و برقی که پایدار نباشد برای صنعت مضر است. برای خانه هم مضر است. نوسانات برق اصلا چیز خوبی نیست. پس برای پایداری صنعت برق لازم است که نگاهها به این صنعت اصلاح شود.
منبع: ماهنامهی دنیای انرژی