یادداشت

پس از آتش؛ صورت‌حساب پنهان جنگ برای صنعت برق

صنعت برق در جنگ تحمیلی سوم، علاوه بر تهدیدهای مستقیم، با صورت‌حسابی پنهان روبه‌رو شد؛ هزینه‌ای که در آمار خرابی‌ها ثبت نمی‌شود، اما سال‌ها بر مسیر توسعه سایه می‌اندازد.
پس از آتش؛ صورت‌حساب پنهان جنگ برای صنعت برق
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۰۹

صبح روز دهم اسفند بود. برای چندمین‌بار در کمتر از ده دقیقه، صفحه تلفن همراهش را روشن کرد. نه پیامی آمده بود و نه تماسی. روی میز کارش، پوشه آبی‌رنگ قراردادی قرار داشت که قرار بود همان روز امضا شود؛ قراردادی برای تأمین تجهیزات یک پروژه برق. چند روز قبل، درباره زمان تحویل کالا، ضمانت‌نامه‌ها و برنامه تولید صحبت می‌کردند. حالا اما گفت‌وگوها به جمله‌ای کوتاه ختم شده بود: «فعلاً صبر کنیم ببینیم چه می‌شود.»

شاید این، کوتاه‌ترین و در عین حال گران‌ترین جمله‌ای باشد که در روزهای بحران شنیده می‌شود. در آن لحظه نه کارخانه‌ای تخریب شده بود، نه تجهیزی از مدار خارج شده بود و نه موشکی به محل کار او اصابت کرده بود؛ اما اثر خود را گذاشته بود. پیش از آن‌که به بتن و فولاد برسد، به تصمیم‌ها رسیده بود و پیش از آن‌که خطوط انتقال را تهدید کند، اعتماد را نشانه گرفته بود.

روایت واقعی خسارت‌های جنگ، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ دور از تصاویر انفجار و دود، در اتاق‌های جلسات، پشت میز مدیران، در کارخانه‌ها، کارگاه‌ها و شرکت‌هایی که موتور اقتصاد کشور را روشن نگه می‌دارند.

در اقتصاد، همه خسارت‌ها قابل مشاهده نیستند. گاهی یک قرارداد امضانشده، یک سرمایه‌گذاری متوقف‌شده یا پروژه‌ای که هرگز آغاز نمی‌شود، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از یک خسارت فیزیکی بر اقتصاد تحمیل می‌کند. بزرگ‌ترین زیان جنگ، همیشه آن چیزی نیست که ویران می‌شود؛ گاهی آن چیزی است که دیگر فرصت ساخته شدن پیدا نمی‌کند.

در جنگ تحمیلی سوم صنعت برق بیش از بسیاری از بخش‌های دیگر این واقعیت را لمس کرد. صنعتی که شاید کمتر در مرکز توجه افکار عمومی باشد، اما در عمل قلب تپنده اقتصاد کشور است. همان‌گونه که قلب، خون را در رگ‌های بدن به جریان می‌اندازد، صنعت برق نیز انرژی را در رگ‌های اقتصاد جاری می‌کند و هر اختلالی در این جریان، دیر یا زود خود را در سایر بخش‌ها نشان خواهد داد.

در روزهای جنگ، کارکنان صنعت برق در نقاط مختلف کشور مشغول کاری بودند که شاید کمتر دیده شد؛ حفظ پایداری شبکه در شرایطی که سایه تهدید بر فراز زیرساخت‌های حیاتی سنگینی می‌کرد. روشن ماندن چراغ خانه‌ها، بیمارستان‌ها، کارخانه‌ها و مراکز خدماتی، نتیجه تلاش هزاران متخصصی بود که بی‌وقفه برای استمرار خدمت تلاش کردند. در آن روزها، برق تنها یک خدمت عمومی نبود؛ نشانه‌ای از تداوم زندگی و فعالیت اقتصادی بود.

اما آثار این بحران تنها به تهدید مستقیم زیرساخت‌ها محدود نماند. صنعت برق با افزایش ریسک تأمین تجهیزات، دشوارتر شدن واردات برخی اقلام تخصصی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه، طولانی‌تر شدن زمان تأمین تجهیزاتی مانند ترانسفورماتورها و تجهیزات کلیدی شبکه، افزایش هزینه تأمین مالی پروژه‌ها و تعویق برخی طرح‌های توسعه‌ای روبه‌رو شد. شرکت‌های پیمانکاری با عدم قطعیت بیشتری فعالیت کردند، سازندگان تجهیزات برای تأمین مواد اولیه با چالش مواجه شدند و سرمایه‌گذاران، تصمیم‌های خود را به آینده موکول کردند.

همین‌جاست که «صورت‌حساب پنهان» جنگ آشکار می‌شود؛ هزینه‌ای که شاید در هیچ گزارش خسارت فیزیکی ثبت نشود، اما سال‌ها بر روند توسعه اثر می‌گذارد. اقتصاد تنها از ویرانی‌ها آسیب نمی‌بیند؛ از انتظار، تردید و تعویق نیز هزینه می‌پردازد. این همان «هزینه فرصت» جنگ است؛ فرصت‌هایی که از دست می‌روند، سرمایه‌هایی که جذب نمی‌شوند و پروژه‌هایی که هرگز به مرحله اجرا نمی‌رسند.

از سوی دیگر، این تجربه بار دیگر اهمیت تاب‌آوری را یادآوری کرد. سال‌ها درباره افزایش ظرفیت نیروگاهی، توسعه شبکه و اجرای پروژه‌های جدید سخن گفته‌ایم، اما رخدادهای اخیر نشان داد که ظرفیت بقا، استمرار خدمت و امکان بازیابی سریع، به همان اندازه ظرفیت تولید اهمیت دارد. شبکه‌ای موفق است که نه فقط در روزهای عادی، بلکه در سخت‌ترین شرایط نیز بتواند خدمت‌رسانی خود را حفظ کند.

شاید مهم‌ترین درس این تجربه برای صنعت برق همین باشد؛ توسعه بدون تاب‌آوری، شبیه ساختن برجی بلند بر زمینی سست است. هرچه ارتفاع بیشتر شود، آسیب‌پذیری نیز افزایش خواهد یافت.

اکنون که چهار ماه از آن روزها گذشته و صدای انفجارها جای خود را به تحلیل‌ها داده، فرصت مناسبی است تا از زاویه‌ای متفاوت به پیامدهای جنگ نگاه کنیم. بازسازی دکل‌ها، تعمیر پست‌های برق و جایگزینی تجهیزات، هرچند دشوار، اما امکان‌پذیر است؛ آنچه زمان بیشتری می‌طلبد، بازسازی اعتماد، کاهش نااطمینانی و بازگرداندن افق روشن به تصمیم‌های اقتصادی است.

شاید آن مدیر صنعت برق، چند روز بعد دوباره تماس‌هایش را دریافت کرده باشد و کارخانه‌اش فعالیت عادی خود را از سر گرفته باشد، اما تجربه آن صبح ساکت، حقیقتی را برای همیشه یادآور شد: جنگ فقط ساختمان‌ها را هدف نمی‌گیرد؛ گاهی نخستین قربانی آن، اعتماد است. و اقتصاد، بیش از آنکه بر فولاد، سیمان و تجهیزات استوار باشد، بر اعتماد، پیش‌بینی‌پذیری و اطمینان بنا می‌شود.

 

✍️ به قلم: سالار واعظی

روابط عمومی سندیکای صنعت برق


امتیاز دهید :


ارسال نظر
captcha
ارسال نظر
captcha
ارسال نظر

فصلنامه ستبران

آرشیو

طراحی سایت از پارسیان مهر

© تمامی حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به سندیکای صنعت برق ایران است.